الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
40
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
بزرگان و مكاشفات آنها 1 - از زيد بن اسلم نقل شده كه : از حضرت داود پيغمبر ، فرزندى درگذشت ، و بسيار اندوهناك شد . خداى تعالى . به او وحى فرستاد : اى داود ارزش اين فرزند بنزد تو چه مقدار است ؟ عرض كرد : ( به قدر پر كردن زمين از طلا ) خطاب شد : روز قيامت به اندازه پر كردن زمين از ثواب به تو عنايت مىكنم . 2 - داود بن هند گويد : در خواب ديدم قيامت قيام نمود و مردم را به سوى حساب دعوت مىكنند . من نزديك ميزان عدل الهى رفتم و حساب خود را در كفهاى گذاشتم « 1 » و سيئات و گناهان خود را در كفه ديگر سيئات و گناهان سنگين و حسنات من سبك نمودار كرد . در اين حال كه اندوهناك بودم ، قطعه پارچهاى مانند يك حولهء سفيد روى حسنات افتاد ، و حسنات من سنگين گرديد . سپس به من گفتند . ميدانى اين پارچه چه بود ؟ گفتم : خير . گفتند : اين جنين سقطشدهء تو بود . گفتم : من دخترى داشتهام ، كه در كودكى مرده است . به من گفتند : از آن بهرهاى ندارى چون آرزوى مرگ او كردى . 3 - از ابى شوذب كه يكى از عرفا است ، نقل كردهاند ، كه يكى از شخصيتهاى وارسته فرزندى داشت كه به سن بلوغ نرسيده بود ، خويشاوندان و دوستان خود را دعوت كرد بعد از حضور ايشان ، و گفت : من خواهشى از شما دارم ، مىخواهم از خداوند متعال درخواست كنم كه ، مرگ اين فرزند را برساند ، و خواهش دارم شما اين دعاى مرا آمين بگوئيد . وقتى علت آن را پرسيدند ، گفت : در خواب ديدم ، قيامت قيام نمود و مردم در عطش و تشنگى سختى بسر
--> ( 1 ) مقصود از ترازو ، ترازوى عادى نيست و ترازو منحصر به آن نيست . امير المؤمنين ( عليه السّلام ) هم خود را ميزان معرفى فرمود ، كه فرموده است : انا الميزان يعنى من ميزان هستم . مترجم .